جمعه 2 تیر 1391
توسط: پیشگام

تخصص یا تعهد؛ کدام مقدم است؟

وجود بعضی افراد خاص در برخی پستهای مدیریتی تقریبآ در بسیاری از ارکان اصلی جامعه قابل مشاهده است و خود آنها نیز اغلب با زبان بی زبانی به جایگاه بی ربط خود اشاره و به آن اعتراف می کنند...


مثلا قالیباف در جایی گفته بود هنگامی که مدیر سازمان هواپیمائی کشوری شده بود در اولین جلسه کاری 90 درصد از صحبتهای سایرین را نفهمیده بود و به همین خاطر تصمیم گرفته بود تا حضورش در آن پست را هدیه الهی دانسته و خلبان شود و ادامه داده بود که چگونه با تلاش شبانه روزی پس از چند سال خلبان شده بود.
اما ایشان هیچ اشاره ای نکرده بود که چرا و چگونه این پست را بدون داشتن تخصص و تجربه لازم پذیرفته و یا بر آن گمارده شده بود؟ و در این مدت که تا وی خلبان شود و بفهمد چه خبر است چه بر سر آن سازمان و کارکنان خدوم آن آمده بود و چگونه با وجود افراد متخصص و با تجربه در آن سازمان که قاعدتآ شایستگی بیشتری برای مدیریت آن مجموعه داشته اند ایشان با اطلاع کامل از این امر، به مدیریت خود ادامه داده بود.
واقعیت این است که رانتهای مدیریتی که همچنان نیز ادامه دارد هزینه های بیشتری نسبت به رانتهای مالی و اقتصادی متوجه کشور کرده است  و تظاهرات اصلی آن در جامعه به صورت زیرساختهای مخدوش و بشدت فاسد سازمانی قابل مشاهده است.
اما واقعیت این است که تعهدی که همواره مقدم بر تخصص قرار گرفت نه تنها با سهولت به ناکامی انجامید و کارکردهای اصلی خود را از دست داد بلکه به واسطه عدم وجود تخصص، شتاب و شدت تخریبی بیشتری داشت. به همین دلیل بود که به خاطر فرار از انگ بی تخصصی، جور کردن مدارک تحصیلی به هر ضرب و زور در دستور کار بسیاری قرار گرفت. نگاهی کوتاه و روزمره به رسانه های کشور به راحتی این وضعیت اسفبار را نمایان می کند.
در واقع متعهد کردن یک متخصص قابل قبول تر و با هزینه کمتری می توانست انجام پذیرد تا متخصص کرن یک متعهد!

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد